کارناب چیست؟

بی شک همگی مان ورود به عصری جدید را متوجه شده ایم، عصری که سرعت تغییرات آنقدر زیاد است که فرصت کافی برای فهمِ این همه تغییر را پیدا نمی کنیم. عصر نگرانی و سردرگمی های شغلی، دلواپسی از آینده و شوک های اقتصادی، عصر بی معنایی و عطش انسان فرامدرن برای یافتن معنایی جدید در این دوران فراصنعتی، که از زندگی در اقتصاد صنعتی بسیار متفاوت است، دیگر سی سال در وظیفه ای مشابه ماندن و توالی منظم و تکالیف تکراری و قابل پیش بینی را طی کردن، بسیار به ندرت پیش می آید. اکنون باید با “جریان زندگی فردی شده” در مسیرهای غیر استاندارد، غیر تکراری و انتقال های شغلی که کمتر قابل پیش بینی اند روبرو شویم. جهانی هر لحظه نو شونده، مبهم و پیچیده که هرچه جلوتر میرویم بر ابهام و مه آلودگی آن افزوده میشود. اما باید بدانیم که جهان همیشه اینگونه بوده و این از ذات او سرچشمه میگیرد، تنها تفاوتش در اینست که در دوران حاضر این خصلت، بیشتر از هر زمان دیگری عیان شده و پیش روی چشمان مان قرار گرفته است. در جهان صنعتی، خیال جمعیتی راحت بود و میدانستند تنها نردبانی عمودی وجود دارد که با ورود به سازمان باید آن را طی کنند و نقش هایی که به ایشان داده شده را ایفا کنند یا افراد کسب و کارشان را در گوشه ای پهن کنند و به کاسبی شان برسند. اما معادلات در جهان فرا صنعتی تغییر کرد و روی دیگری از ذات جهان هستی آشکارتر شد. ذاتی که میگوید در این جهان ثابت ترین چیز تغییر است و هراکلتیوسی که زمزمه میکرد “هیچ کس دوبار در یک رودخانه قدم نمیگذارد، چرا که آن رودخانه یکسان نیست و او نیز همان آدم نیست” را روشن تر تجربه میکنیم.

تنها کافیست به اطراف سرکی بکشیم، افزایش نرخ تعدیل های شغلی، مکانیزه شدن بسیاری از مشاغل، از بین رفتن بسیاری از مشاغلی که نتوانستند خودشان را به سازش (1) با محیط برسانند، عدم ثبا ت شغلی با تغییرات دائمی اوضاع جهان، و وجود اپیدمیهای غیر قابل پیش بینی جای هیچ شبهه ای را باقی نمیگذارد.

حال این سوال پیش می آید که در مقابل این وضعیت نگران کننده درباره حال و  آینده شغلی مان چه کاری از دست ما ساخته است؟ و چگونه میتوانیم شرایط را برای خود شفاف تر و تصمیم بهتری بگیریم؟

برای پاسخ به این سوالات، شنیدن 3 نکته زیر خالی از لطف نیست.

در ابتدا آگاه باشید “نگرانی شغلی” از ویژگی های روان سالم است، برای شروع واجب است که در مورد آینده شغلی تان نگران شوید، اگر نگران نشوید آمادگی برای درگیر شدن به سراغتون نمی آید.

نداشتن نگرانی شغلی، “بی تفاوتی شغلی” خوانده میشود که در بدبینی و بی مقصد بودن بازتاب می یابد و برای مبارزه با آن راهی نداریم به جز آماده شدن برای ورود به ابهام و پذیرش استرس های شغلی.

نکته بعد، آگاه باشید که هیچ فرمول مطلق و پاسخ  کلی وجود ندارد. هر کس باید راه حل منحصر به فرد خودش را طراحی کند. راه حلی که میتواند گره از کار خود و دیگرانی باز کند. گویی این راه حل، معنا و جانی دوباره به افکار و رفتارتان میدمد و هم راه نجات تان از سردرگمی های روحی و  شرایط پرفشار اقتصادی را به ارمغان می آورد. ما نام این راه حل شخصی را “کارناب” انتخاب کردیم و معتقدیم هر کس کارناب خودش را میتواند بیاید و بسازد، شبیه به “فرّی” که زردشت بزرگ در مقام پادشاهان میدید و قائل بود هر کس فرّ منحصر به فردش را دارد و از طریق آن به آبادانی خدمت میکند. با این شرایط آیا راهی به جز شناخت کارناب مان داریم؟ “حرفه” ای که از دل تمام تجربه ها و رویدادهای تلخ و شیرین در طرح داستان زندگی مان جوانه میزند و ما را قادر میسازد از این سکو به جهانی نو نگاهی مجدد بیندازیم. کاری ست که تو ساخته ای، خالقش بوده ای و روح و جان به آن دمیده ای.

به قول کارلایل: خوشا به حال کسی که کار خود را یافته است، بگذار دلخوشی دیگری نداشته باشد. و ما اضافه میکنیم خوشا به حال کسی که فرّ خود را یافته و کارنابش را ساخته است، بگذار دلخوشی دیگری نداشته باشد. و نکته پایانی، بدانید هزینهء آفرینش کارناب کم نیست، هزینه ای از جنس  آگاهی، جستجوگری، با خود روبرو شدن، متفاوت از دیگران زیستن و در جهت دیگری شنا کردن و همت گماردن در این مسیر. اما چه بسا هزینهء نبودن در تجربهء “کارناب” چندین برابر هزینهء ایجادش به پای تان نوشته می شود. و هر چه برای تبلورش در میدان بگذاری تبدیل به سرمایهء وجودیت میشود و همراه تو در تمام دوران های زندگیت. چون جنسش فراتر از صرفا شغلی ست برای گذران عمرِ این جهانی.

کارناب از جنس رسالت توست در دورانِ بودنت، آنچه میتوانی بعد از حیاتت به آن ببالی،

سخن کافیست، مابقی را شما بعد از ورود به تجربه تان مینویسید.

سازش به معنای ایجاد هماهنگی در بین نیازهای درونی با فرصت های بیرونی که به صورت “نیکزی” خود را نشان میدهد.